احساس خیس
بـايد از جان بگذرد هر كه شود عاشقشـان خـوب رويــان رحــــم نــدارد دلــشـــــان
|
تکرار بهار
اي ماجراي آبي پرواز تا خدا اي انتهاي مرز تمام گذشته ام اي بي رياترين نفس پاك ياس ها با نام تو كتاب وفا را نوشته ام در زير دانه هاي قشنگ تگرگ عشق من بودم و خيال تو و يك سبد بهار يك آٍمان شكوفه زيبا و پاك ياس از آن طلوع مانده برايم به يادگار اي مهربان ترين از تپش غنچه هاي ناز اي سرگذشت رويش رعناي عاطفه اي دست تو پناه هزاران گل سپيد اي چشم تو حكايت درياي عاطفه بي تو شكست خاطره هاي بلوغ عشق بي تو غروب واژه رويا هميشگي ست بي نو ترانه هاي محبت غريبه اند چشم تو شهر آبي درمان تشنگي است بر گرد ك.چه دل آلاله ها هنوز در آرزوي لحظه ديدار مانده است چشمان صد هزار شقايق به ياد تو تا صبحگاه عاطفه بيدار مانده است برگرد اي تراوش شبنم ز برگ ياس برگرد و باز ترجمه كن انتظار را برگرد و داستان دلم را مرور كن تكرار كن براي غزل بهار را موضوع : | *| نوشته شده در جمعه 1385/01/04 و ساعت 10:32 قبل از ظهر توسط علی محمد | |
درباره وبلاگ
![]() دوست دارم هر روز پنجره روحم را به سوي تو باز كنم و عاشقانه با تو حرف بزنم ، دوست دارم هر وقت دفترم مه آلود مي شود و تن حرفهايم درد مي گيرد آنها را به ملاقات تو بفرستم ، دوست دارم وقتي با تو گفتگو مي كنم هيچ كبوتري ميان حرفم نپرد و آنقدر محو چشمان تو باشم كه حتي اگر زمين از سقف هستي فرو ريخت پلك بر هم نزنم .... دوست دارم منو ي وبلاگ
آرشيو
پيوندها
آمار وبلاگ
طراح قالب
.
|