احساس خیس
بـايد از جان بگذرد هر كه شود عاشقشـان خـوب رويــان رحــــم نــدارد دلــشـــــان
|
احساس خیس
احساس خیس دوباره خزون اومد نم نم بارون میزنه توصورتم بوی خاک و نم کوچه میگه هنوز دیوونتم رعد وبرق فهمیده انگار زندگیم شده غم انگیز دستای کیو گرفتی زیر بارونای پاییز میخوام اینجا با توباشم زیر بارونا دوباره ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون میباره خزونم داره میره نموند برگی رو درختا من هنوز منتظرم توی جاده تک و تنها دیگه بارون نمیباره توی جاده پر برفه به خدای آسمونا عشقت از یادم نرفته میخوام اینجا با تو باشم زیر برف و باد و بارون نیایی با خاطراتت سر میزارم به بیابون موضوع : | *| نوشته شده در چهارشنبه 1384/06/30 و ساعت 12:45 بعد از ظهر توسط علی محمد | |
درباره وبلاگ
![]() دوست دارم هر روز پنجره روحم را به سوي تو باز كنم و عاشقانه با تو حرف بزنم ، دوست دارم هر وقت دفترم مه آلود مي شود و تن حرفهايم درد مي گيرد آنها را به ملاقات تو بفرستم ، دوست دارم وقتي با تو گفتگو مي كنم هيچ كبوتري ميان حرفم نپرد و آنقدر محو چشمان تو باشم كه حتي اگر زمين از سقف هستي فرو ريخت پلك بر هم نزنم .... دوست دارم منو ي وبلاگ
آرشيو
پيوندها
آمار وبلاگ
طراح قالب
.
|