تبليغاتX
احساس خیس
احساس خیس
بـايد از جان بگذرد هر كه شود عاشقشـان خـوب رويــان رحــــم نــدارد دلــشـــــان


موضوع :
| *| نوشته شده در شنبه 1385/05/28 و ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط علی محمد |
همين مرا بس است

سلام نازنين
با توام
روی بگردان
نگاهم کن
با توام نازنين
با تو که مرا نميشناسی
منی را که از بس درپيش چشمت بوده ام نمی بينی ام
ديری است که فراموشم کرده ای
ديری است که هر چه نگاهت می کنم نگاهم نمی کنی
در حسرت جرعه ای از نگاهت مانده ام
راستی به يادت می آيد آن روز که آمدی
و مرا به هوای مهربان نگاهت ميهمان کردی
مرا به ضيافت چشمانت خواندی و از مهربانی ات طعامم دادی
شرابی خونرنگ از قلب خود به من دادی
ومرا از سر تا پا ديوانه وار عاشق خود كردی
حالا كه مست و لايعقل ديوانه وار دوستت می دارم چرا مرا از خود می رانی
آی نازنين
مرا ببين
كه اين چنين از عشق تو بيتابم
همين مرا بس است


موضوع :
| *| نوشته شده در جمعه 1385/05/20 و ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط علی محمد |
اوقات فراغت

با سلام خدمت همه دوستان عزیز:
امروز میخواهم یه خبری را از خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)براتون بذازم در نوع خودش جالبه امیدوارم خوشتون بیاد.

رئيس سازمان ملي جوانان گفت: بودجه متمرکزي براي اوقات فراغت وجود ندارد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه خراسان،حجت‌الاسلام‌والمسلمين محمدجواد علي‌اکبري، در پايان سخنراني در جمع دانش‌آموزان منتخب انجمن اسلامي دانش آموزان مشهد در جمع خبرنگاران با بيان مطلب فوق افزود: در سال ۸۶ سعي مي‌کنيم در بودجه دستگاه‌ها رديف مستقلي تحت عنوان اوقات فراغت تصويب شود که براساس اين مصوبه براي هر استان با توجه به جمعيت، رقمي در حدود 200 ميليون تومان اختصاص داده شود.

وي با اشاره به اينکه متوليان اوقات فراغت در کشور بودجه مستقلي ندارند، افزود:به همين دليل فاصله ما با شرايط مطلوب زياد است، زيرا بحث اوقات فراغت نياز به رسيدگي و برنامه‌ريزي جدي دارد و کساني که در اين بخش متولي هستند روش‌هاي تاليف شده‌اي براي اين کار ندارند.

علي‌اکبري با اشاره به " پنج عنوان اولويت کاري در سازمان ملي جوانان تحت عناوين کتاب‌خواني، ورزش، گردشگري، اردوهاي جهادي و مهارت‌آموزي كه از اوايل خرداد ماه شروع شده و در حال اجراست"، تاكيد كرد: دولت در اين زمينه‌ها با سازمان ملي جوانان همکاري داشته است.


موضوع :
| *| نوشته شده در جمعه 1385/05/06 و ساعت 7:47 بعد از ظهر توسط علی محمد |
درد دل با دل

 چرا دنيا پره از حادثه هاي وارونه
 عاشق كسي مي شي كه عاشقي نمي دونه
 من به دنبال تو و تو دنبال كس ديگه
هچكدوم از ما دو تا به اون يكي راست نمي گه
من واسه ي چشماي نازنين تو يك ديوونم
 من دوست دارم ولي علتشو نمي دونم
حالا كه مي خواي بري بذار نگاهت بكنم
چون يه بار ديگه مي خوام اين دل و ساكت بكنم
يه چيزي فقط بذار واسه روز تولدت
 هديه م رو بيارم و بازم بدم دست خودت
آدما فكر مي كنن شاعرا خيلي غم دارن
كاش فقط اين بود اونا خيلي كسا رو كم دارن
عاشق كسي مي شن كه عاشقاش فراوونه
بين انتخاب عشقش عمريه كه حيرونه
اوني رو كه دوست داري چرا تو رو دوست نداره
 شايدم دوست داره ولي به روش نمي ياره
 ولي نه اينا مال نداشتن لياقته
اگه حرفم مي زنه با تو فقط يه عادته
 نكنه جمله هاش و پاي محبت بذاري
بهتره حرفاش رو به حساب عادت بذاري
از خودش نمي شنوي اگه يه روز بخواد بره
وقتي مي پرسي ازش مي گه آره مسافره
ولي تو شب مي شيني كه باز اون رو دعا كني
يا واسه سلامت اون نذرها تو ادا كني
 چه قدر بين دلا وحرفاي ما فاصله س
چشماتون مي خنده اما دلامون بي حوصله س
دوست داشتن هم يه جوري پنهون مي كنيم
 نمي دونيم كه داريم يه قلب رو ويرون مي كنيم
كاش بيايم آبروي مجنون و انقدر نبريم
ديگه منت نذاريم وقتي كه نازي مي خريم
عاشقي يعني تحمل نه شكايت نه گله
 اگه حتي بينمون باشه يه دنيا فاصله
مهم اينه كه چقدر دوسش داري فقط همين
اگه لازم باشه آبرو رو بنداز رو زمين
برگا زرده روزاي اول فصل پاييزه
بذار اون بشكنه و دلت رو برگها نريزه

                شاعر:مریم حیدرزاده

 


موضوع :
| *| نوشته شده در یکشنبه 1385/05/01 و ساعت 10:30 قبل از ظهر توسط علی محمد |