تبليغاتX
احساس خیس
احساس خیس
بـايد از جان بگذرد هر كه شود عاشقشـان خـوب رويــان رحــــم نــدارد دلــشـــــان
من با تو هرگز

 سلام اي بي وفا ،‌ اي بي ترحم
 سلام اي خنجر حرفاي مردم
 سلام اي آشنا با رنگ خونم
سلام اي دشمن زيباي جونم
بازم نامه مي دم با سطر قرمز
 آخه اين بار شده من با تو هرگز
 نمي خوام حالتو حتي بدونم
 تعجب مي كني آره همونم
 هموني كه زموني قلبشو باخت
 همون كه از تو يك بت ،‌ يك خدا ساخت
 هموني كه برات هر لحظه مي مرد
 كه ذكر نامتو بي جون نمي برد
همونم كه مي گفتم نازنينم
بميرم اما اشكاتو نبينم
 همون كه دست تو ،‌ مهر لباش بود
 اگه زانو نمي زد غم باهاش بود
حالا آروم نشستم روي زانوم
 ولي ديگه گذشت اون حرفا ،‌ خانوم
 تعجب مي كني آره عجيبه
 مي خوام دور شم ازت خيلي غريبه
 خيال كردي هميشه زير پاتم ؟
 با اين نامرديت بازم باهاتم ؟
 برات كافي نبود حتي جوونيم
 تموم شد آره گم شد مهربونيم
 ديگه هر چي كشيدم بسه دختر
 نمي بينيم همو اين خوبه ،‌ بهتره
 ديگه بسه برام هر چي كشيدم
 فريبي بود كه من از تو نديدم
 دروغي هست نگفته مونده باشه ؟
 كسي هست تو خيال تو نباشه ؟
عجب حتي دريغ از يك محبت
دريغ از يك سر سوزن صداقت
 دريغ از يك نگاه عاشقونه
 دريغ از يك سلام بي بهونه
نه نفرينت چرا ، اين رسم ما نيست
 اگر چه اين چيزا درد شما نيست
گل بيتا چرا اخمات توهم شد؟
 چيه توهين به ذات محترم شد ؟
 ديگه كوتاه كنم با يك خداحافظ
 كه عشق ما رسيد به سد هرگز


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه 1384/11/25 و ساعت 7:4 بعد از ظهر توسط علی محمد |
جام شفق

سلام
ببخشید که یه مدت نبودم آخه خیلی این روزا گرفتار هستم.
در آستانه ماه محرم از همه شما دوستان التماس دعا دارم و امیدوارم همه بتوانیم از این ماه بهرمند شویم.ضمنا نظرتون را در مورد شعر جام شفق که به مناسبت این ماه قرار دادم بنویسید.
قالب وبلاگ هم به مناسبت این ماه به سیه فام تغییر میکنه.امیدوارم بتونم بعد از مراسم عزاداری حضرت امام حسین(ع)در خدمت شما دوستان باشم

جام شفق
روزی که در نظم فلک افتاد تردید
بر خشک چوب نیزه گل کرد خورشید
روزى كه در جام شفق مُل كرد خورشيد
بر خشكچوب نيزهها گل كرد خورشيد
شيد و شفق را چون صدف در آب ديدم
خورشيد را بر نيزه گويى خواب ديدم
خورشيد را بر نيزه؟ آرى، اينچنين است
خورشيد را بر نيزه ديدن سهمگين است
بر صخره از سيب زنخ بر مىتوان ديد
خورشيد را بر نيزه كمتر مىتوان ديد
تسكين ظلمت شهر كوران را مبارك
ساقى! سلامت اين صبوران را مبارك
ما با صبورى كينه ديرينه داریم
ما زخم داغ آدم اندر سينه داریم
فريادهاى خسته سر بر اوج مىزد
وادى به وادى خون پاكان موج مىزد
بىدرد مردم، ما خدا، بىدرد مردم
نامرد مردم، ما خدا، نامرد مردم
از پا حسين افتاد و ما بر پاى بوديم
زينب اسيرى رفت و ما بر جاى بوديم
از دست ما بر ريگ صحرا نطع كردند
دست علمدار خدا را قطع كردند
نوباوگان مصطفا را سر بريدند
مرغان بستان خدا را سر بريدند
در برگريز باغ زهرا برگ كرديم
زنجير خاييديم و صبر مرگ كرديم
چون بيوگان ننگ سلامت ماند بر ما
تاوان اين خون تا قيامت ماند بر ما
ما را سخن از رسم سالار شهید است
اما طریق ما همان راه یزید است

(التماس دعا)


موضوع :
| *| نوشته شده در دوشنبه 1384/11/10 و ساعت 6:53 بعد از ظهر توسط علی محمد |